غروب/sunset |
تو از کجا پیدا شدی؟/تقدیم به...تو از کجا پیدا شدی ؟ که با تو از خود بی خودم دست خودم نبود و نیست انگاری عاشقت شدم
تو از کجا پیدا شدی؟ که من بهونه دارتم شاید خودت ندونی که عاشق بی قرارتم
شب و سکوت و خاطره امید ذهن خستمه گذشته های تلخ من حرف دل شکستمه
نگو که در غم جاریم از عاشقی فراریم با دل خسته ام بمون که غرق بی قراریم
از دل من گذر نکن عشقمو دردسر نکن بذار که با تو باشم واز عاشقی حذر نکن بزار که با تو باشم و از عاشقی حذر نکن! *** خنده جاری می کنم روی لباتپرده داری می کنم پیش چشات خاطرات تلختو بر می دارمجای اون خنده و شادی میذارم من می خوام لب تو رو بخندونممیدونم تو عشقمی خوب میدونم صدای خنده ی تو عمر منهدلم از صدای تو پر میزنه منو در میاره از اوج غماماز میون خاطرات بی صدام منو تنها نذارم بی هم زبوننرو اینجا تو کنار من بمون پیش چشمای ترم گریه نکنغم و به چشمای من هدیه نکن نمی خوام بری و بی تو بمونممیدونم تو عشقمی خوب میدونم آدم گاهی اوقات مجبور میشه واسه این که منظورشو برسونه چند تا حرفو با هم ترکیب کنه عین من که مجبور شدم دو تا شعر و با هم تر کیب کنم!!!!!!!!!!!!!!
فروردین1386/تو از کجا پیدا شدی؟+عشق من ¤ نوشته شده توسط چشم به راه در دوشنبه 6 فروردين 1386 ساعت 07:04 بعدازظهر¤ لينک مطلب | ارسال به دوستان
|
امروز: پنجشنبه 30 آبان 1387 نظرات: 63 نوشته ها: 21 بازديد امروز: 4 بازديد ديروز: 7 کل بازديدها: 6959 |
Powered By Anzali Blog